آشنایی با واژگان دیابت

واژگان دیابت
0 ۱۰۰

واژگان پر کاربرد دیابت

  • آئورت [aorta] بزرگترین شریان بدن که از قلب خارج و وارد قفسۀ سینه و شکم می شود. آئورت خون را از قلب خارج و به شریانهای کوچکتر در سراسر بدن وارد می کند.
  • آب سیاه [glaucoma] بالا رفتن فشار درون چشمی.
  • آب مروارید [cataract] کدورت عدسی چشم.
  • آترواسکلروز [atherosclerosis] سخت و تنگ شدن شریانها.
  • آدرنالین [adrenalin] (اپینفرین) هورمون «پرواز، ترس و نزاع» که از غدۀ فوق کلیوی (آدرنال) در لحظه های وارد آمدن فشارهای عصبی ترشح می شود.
  • آرتروپاتی [arthropathy] بیماری مفصل.
  • آرتریوپاتی [arteriopathy] بیماری شریان.
  • آرتریوگرام رانی [femoral arteriogram] تهیل عکس از حرکات مادۀ رنگی تزریق شده در داخل شریان رانی، به کمک پرتو ایکس.
  • آستانۀ کلیوی [renal threshold] غلظت گلوکز خون در حدی، که اگر از ا« بیشتر شود در ادرار وارد می شود.
  • آمبولوس مغزی [cerebral embolus] لخته ای که از سایر قسمتهای بدن  همراه با خون به داخل شریانهای مغز راه یافته است.
  • آمیوتروفی ناشی از دیابت [diabetic amyotrophy] نوعی آسیب عصبی ناشی از دیابت که موجب ضعف عضلات، معمولاً در پاها، می شود.
  • آنزیم [enzyme] نوعی مادۀ شیمیایی که موجب تسهیل دیگر فرایندهای شیمیایی می شود.
  • آنزیمهای قلبی [cardiac enzymes] نوعی مواد شیمیایی که عضلۀ آسیب دیدۀ قلب رها می کند.
  • آنژین [angina] درد قفسۀ سینه ناشی از کم رسیدن خون به عضلۀ قلب (این حالت نوعی بیماری کمخونی قلب است). به آن آنژین صدری نیز می گویند.
  • آنژیوگرام [angiogram] معاینه شریان به کمک پرتو ایکس.
  • آنژیوگرام فلوئوروسین [fluorescein angiogram] عکسهای تهیه شده به هنگام گذر رنگ فلوئوروسین از رگهای خونی چشم.
  • آنژیوگرام کاروتید [carotid angiogram] تهیۀ عکس به کمک پرتو ایکس به هنگام عبور مادۀ رنگی از شریان کاروتید و ورود آن به شریانهای مغز.
  • اپینفرین [epinephrine] به مدخل آدرنالین مراجعه کنید.
  • احتباس ادرار [urinary retention] احتباس ادرار در مثانه به علت مشکل بودن دفع آن.
  • اسکن امواج فراصوتی (اولتراسون) [ultrasound scan] تهیه عکس از بدن به کمک امواج صوتی.
  • اسهال استفراغ [gastroenteritis] التهاب یا عفونت معده و روده ها.
  • اسیدوز [ecidosis] بالا رفتن میزان اسید در مایعات و بافتهای بدن.
  • افتالموسکوپ [aphthalmoscope] ابزاری که دارای عدسی و منبع نورانی است و برای معاینه ته چشم از آن استفاده می شود.
  • افت وضعیتی فشارخون [postural hypotension] افت فشارخون به هنگام ایستادن.
  • افزایش اصلی فشارخون [essential hypertension] بالا بودن فشارخون بدون آنکه علت خاصی برای آن پیدا شود.
  • افزایش ترشح ادرار [polyuria] دفع مکرر ادرار با حجم فراوان.
  • اکوکاردیوگرافی [echocardiography] معاینۀ قلب از روی قفسۀ سینه به کمک امواج اولتراسیون.
  • الکتروکاردیوگرام [electrocardiogram] به صورت ECG یا EKG نمایش داده می شود. ثبتِ فعالیت الکتریکی عضلۀ قلب به هنگام انقباض و انبساط.
  • الکترولیت ها [electrolytes] مواد شیمیایی خون از جمله سدیم و پتاسیم.
  • انسولین [insulin] هورمونی که در سلولهای جزایر لانگرهانس در لوزالمعده تولید می شود. وجود این هورمون برای وارد شدن گلوکز به درون سلولهای بدن ضروری است.
  • انفارکتوس [infarction] عارضه ای که در آن قسمتی از بافت بدن بر اثر فقدان خون کافی می میرد- این عارضه برگشت ناپذیر است.
  • انفارکتوس مغزی [cerebral infarect] مرگ بافت مغز بر اثر رسیدن خون ناکافی به آن.
  • انفارکتوس میوکارد [myocardial infarction] مرگ عضلۀ قلب بر اثر نرسیدن خون به قلب.
  • انقباض دوپویترن [Dupuytren’s contracture] سخت شدن رباطهای کف دست یا انگشتان.
  • اورمی [uremia] بالا بودن غلظت اوره در خون.
  • اوره [urea] یکی از مواد شیمیایی خون، مادۀ زایدی که درون ادرار ریخته می شود.
  • ایسکمی [ischaemia] نوعی عارضه که در آن بافت بدن دچار کمخونی می شود- این عارضه برگشت پذیر است.
  • بافت آدیپوز [adipose tissue] چربی بدن.
  • بالانیت [balanitis] التهاب حشفۀ آلت مردی و پوشش آن.
  • بتابلوکر [beta blocker] داروهایی که فشارخون را پایین می آورند، ضربان قلب را منظم و از آنژین صدری جلوگیری می کنند. نام تمام داروهای بتابلوکر به لول ختم می شود، مانند آتنولول.
  • برش نگار کامپیوتری [computerized tomogram] سی تی اسکن. عکسهای متعددی که به کمک پرتو ایکس با جزئیات کامل از زوایای مختلف گرفته می شود. این عکسها معمولاً برای دیدن جزئیات مغز گرفته می شوند، اما دستگاههای سی تی اسکن برای همۀ بدن نیز به کار می روند.
  • برفک [thrush] کاندیدیاز یا مونیلیاز. نوعی عفونت قارچی که توسط قارچ کاندیدا آلبیکانس ایجاد می شود. عفونت این قارچ به شکل لکه های سفید کرم رنگ است و شدیداً با خارش و زخم همراه است.
  • برنامۀ غذایی [diet] آنچه می خورید، رژیم غذایی.
  • بطن چپ [left ventricle] یکی از چهار حفرۀ قلب که خون اکسیژن دار را به داخل آئورت تلمبه می کند.
  • بطن راست [right ventricle] یکی از حفره های قلب که خون را به ریه ها می فرستد تا اکسیژن دار شود.
  • بی اختیاری ادرار [urinary incontinence]ترشح ناخواستۀ ادرار.
  • بی گوانید [biguanide] یک نوع قرص پایین آورندۀ قند خون.
  • بیماری ارتشاحی شبکیه [proliferative retinopathy] نوع ارتشاحی بیماری شبکیه چشم در بیماران مبتلا به دیابت.
  • بیماری اعصاب [neuropathy] وجود اختلال در اعصاب.
  • بیماری اعصاب محیطی [peripheral neuropathy] وجود اختلال در اعصاب محیطی، از جمله اعصاب بازو یا دست.
  • بیماری ایسکمی قلب [ischaemic heart disease] نوعی بیماری که در آن خون ناکافی به قلب می رسد.
  • بیماری شبکیه چشم [retinopathy] وجود ناهنجاری در شبکیه.
  • بیماری عروق محیطی [peripheral vascular disease] وجود اختلال در رگهای خون رسان به دست یا پا.
  • بیماری عروق مغز [cerebrovascular disease] بیماری شریانهایی که به مغز خون می رسانند.
  • بیماری کلیوی [nephropathy] وجود اختلال در کلیه.
  • – پاتی [-pathy] پسوند به معنی بیماری و اختلال که همراه با بعضی کلمات می آید و به معنی بیماری و اختلال آن عضو است، مثل نوروپاتی [به معنی بیماری اعصاب]، رتینوپاتی [بیماری شبکیه چشم].
  • پرتونگارۀ دستگاه ادراری [intravenous urogram] عکس گرفته شده به کمک پرتو ایکس از کلیه هنگام دفع مادۀ رنگی تزریق شده به درون ورید.
  • پروتئین [protein] جزئی از مواد غذایی که وجودش برای رشد و ترمیم لازم است.
  • پروتئینوری [proteinuria] وجود پروتئین در ادرار.
  • پیشابراه [urethra] لوله ای که از مثانه به بیرون راه دارد.
  • پیلونفریت [pyelonephritis] عفونت کلیه.
  • تپش قلب [palpitations] بی نظمی یا تندی ضربان قلب به گونه ای که بیمار آن را حس کند.
  • تحمل گلوکز [glucose tolerance] توانایی بدن برای عمل آوری گلوکز.
  • ترومبوز [thrombosis] تشکیل شدن لختۀ خون در رگ.
  • ترومبوز کرونر [coronary ghrombosis] وجود لختۀ خون در شریانی که به عضلۀ قلب خون می رساند.
  • ترومبوز مغزی [cerebral thrombosis] وجود لختۀ خون در شریانی که به مغز خون می رساند.
  • ترومبوس [thrombus] لختۀ خون.
  • تری گلیسرید [triglyceride] نوعی چربی که همراه با جریان خون در گردش است.
  • تزریق مداوم و زیرجلدی انسولین [continuous subcutaneous insulin (CSH) infusion] وارد کردن انسولین به بدن از طریق سوزن بسیار ظریفی که در زیر پوست جاسازی شده است. این کار به تلمبۀ انسولین معروف است.
  • تستوسترون [testosterone] هورمون جنسی مرد.
  • جزایر لانگرهانس [islets of Langerhans] مجموعه سلولهای تشکیل دهندۀ لوزالمعده. یک نوع از این سلولهای جزیره ای انسولین تولید می کند.
  • چاقی [obese] اضافی وزن داشتن.
  • چربی [fat] ماده ای روغنی یا چرب. مواد غذایی چرب عبارت اند از: کره، مارگارین، پنیر، روغن آشپزی،  غذاهای سرخکرده.
  • چربی زیر پوست [subcutaneous fat] بافت چربی زیر پوست.
  • چربیهای اشباع شده [polynnsaturated fats] چربیهای حیوانی از جمله چربیهایی که در فراورده های لبنی و گوشت وجود دارند.
  • چربیهای اشباع نشده [polyunsaturated fats] چربیهایی که روغنهای نباتی از جمله دانه روغنی آفتابگردان دارند.
  • چنگه [cramp] انقباض عضله یا عضله ها، کرامپ.
  • حالب [ureter] لوله هایی که از کلیه ها شروع و به مثانه ختم می شوند.
  • حدت بینایی [visual acuity] تیزی دید.
  • حمله قلبی [heart attack] اصطلاح غیرتخصصی عام برای انفارکتوس میوکارد یا ترومبوز عروق کرونر.
  • حملۀ ایسکمی گذرا [transient ischemic attack] سکتۀ بسیار خفیف و بهبود کامل در مدت بیست و چهار ساعت پس از آن.
  • خارش فرج [pruritus vulvae] احساس خارش در فرج یا میاندوراه.
  • خوراکی [oral] جذب از راه دهان.
  • خونروی [dot- and- blot haemorrhage] لکه های کوچک خون که در شبکیۀ بیماران مبتلا به رتینوپاتی ناشی از دیابت دیده می شود.
  • خونروی [haemorrhage] خونریزی.
  • خونروی زجاجیه [vitreous haemorrhage] خونروی داخل زجاجیه.
  • خونریزی مغزی [cerebral haemorrhage] خونریزی مغزی.
  • خیز [oedema] التهاب.
  • خیز ماکول [macular oedema] التهاب ماکول.
  • خیز مفصل مچ پا [ankle oedema] التهاب مچ پا.
  • داروهای مدر [diuretic] قرصهایی که مقدار مایعات دفعی بدن را افزایش می دهند. از این قرصها برای درمان نارسایی قلب استفاده  می شود و بیشتر آنها داروهای مؤثر برای پایین آوردن فشارخون هستند.
  • دستگاه عصبی خودکار [autonomic nervous system] اعصابی که عمدتاً کنترل اعمال خودکار بدن از جمله ضربان قلب، فشار خون و دفع مدفوع را به عهده دارند.
  • دستگاه عصبی محیطی [peripheral nervous system] اعصابی که کار عصبی مربوط به عضلات مخطّط را انجام می دهند و حسهایی چون لامسه، درد و دما را ثبت می کنند.
  • دیابت بزرگسالان [maturity- onset diabetes] بیماری دیابت که شروع آن بعد از سی سالگی است. معمولاً تصور بر این است که مبتلایان به این نوع دیابت، دست کم در آغاز بیماری، کاملاً به انسولین وابسته نیستند. دیابت مستقل از انسولین. دیابت نوع دوم.
  • دیابت بیمزه [diabetes insipidus] نوعی بیماری که به علت فقدان هورمون ضد ادرار (آنتی دیورتیک) با ترشح فراوان ادرارِ بدون قند همراه است.
  • دیابت کمسالان (دیابت زود آغاز) [juvenile- onset diabetes] دیابتی که در نوجوانی آغاز می شود. دیابت وابسته به انسولین. دیابت نوع اول.
  • دیابت مستقل از انسولین NIDDM [non- insulin- dependent diabetes].  نوعی دیابت که در آغاز نیازی به درمان با انسولین ندارد. به مدخل دیابت نوع دوم مراجعه کنید.
  • دیابت نوع اول [Type I diabetes] دیابت ناشی از کمبود تمام عیار انسولین که درمان با انسولین را الزامی می کند. فقدان انسولین در بدن موجب بدحال شدن سریع و تولید کتون می شود. دیابت کمسالان. دیابت وابسته به انسولین IDDM.
  • دیابت نوع دوم [Type II diabetes] دیابت ناشی از ناکافی بودن عمل انسولین در بدن یا کمبود انسولین، که گاهی، دست کم در مراحل ابتدایی بیماری، می توان بدون تزریق انسولین آن را درمان کرد. احتمال تشکیل کتون بسیار کم است. دیابت بزرگسالان. دیابت مستقل از انسولین NIDDM.
  • دیابت وابسته به انسولین[insulin- dependent diabetes] (IDDM) به مدخل دیابت نوع اول مراجعه کنید.
  • دیالیز [dialysis] تصفیۀ مصنوعی مایعات و مواد زایدی که به طور طبیعی از طریق کلیه ها وارد ادرار می شوند.
  • دیالیز مداوم و سرپایی صفاق [continuous ambulatory peritoneal (CAPD) dialysis] دفع مواد زاید بدن در بیمار سرپایی مبتلا به نارسایی کلیه. در این روش مایع تمیز وارد حفرۀ شکم می شود و پس از جذب کردن مواد زاید از آن خارج می شود.
  • دیزوری [dysuria] احساس درد یا ناراحتی به هنگام دفع  ادرار.
  • دیسفازی [dysphasia] دشواری تکلم.
  • رباط [ligament] نوار نیرومندی از نسج لیفی که کارش به هم پیوستن دو قسمت از بدن (معمولاً استخوانها) یا حفاظت و نگهداری یک عضو است.
  • رتینوپاتی زمینه ای [background retinopthy] نوع شایع بیماری شبکیه در مبتلایان به دیابت که با میکروآنورسیم، خونروی خالخالی و ترشح (اکسودا) همراه است.
  • زجاجیه [vitreous] ژلۀ شفاف بین شبکیه و عدسی.
  • زیاد اشامی [polydipsia] نوشیدن حجم زیاد مایعات.
  • زیرجلدی [subcutaneous] زیر پوست.
  • سکتۀ مغزی [stroke] اختلال در عملکرد مغز (مثلاً ضعف دست و پا) به علت بیماری شریانهای رسانندۀ خون به مغز یا آسیب دیدن مغز.
  • سلولها [cells] واحدهای کوچک سازندۀ بدن انسان. محتویات سلول درون غشایی محصورند.
  • سلولهای جزیره ای [islet cells] سلولهایی که انسولین تولید می کنند.
  • سوخت و ساز [metabolism] فرایند شیمیایی تبدیل شدن مواد غذایی به مواد قابل استفاده در بدن.
  • سولفونیل اوره [sulphonylurea] یک نوع قرص برای پایین آوردن قند خون.
  • سیستیت [cystitis]  التهاب مثانه.
  • شب ادراری [nocturia] تکرّر ادرار در شب.
  • شبکیه [retina] بافت حساس به نور در پشت چشم.
  • شریان [artery] رگی که خون را از قلب به سایر قسمتهای بدن حمل می کند.
  • شریان رانی [femoral artery] شریان اصلی در هر یک از پاها. نبض شریان رانی را در ناحیه کشالۀ ران می توان حس کرد.
  • شریان کاروتید [carotid artery] یکی از دو شریانی که در دو طرف گردن قرار دارند و به سر و مغز خون می رسانند.
  • شریان کرونر [coronary artery] شریانی که به عضلۀ قلب خون می رساند.
  • شیروآتروپاتی [cheiroarthropathy] سفت و خشک شدن دستها.
  • شیروپودی [chiropody] درمان بیماری پا و جلوگیری از ابتلا به آن.
  • شیروپودیست [chiropodist] کسی که از ابتلای پا به بیماری جلوگیری می کند و در صورت ابتلا آن را درمان می کند.
  • صِغر عضلانی [amyotrophy] ضعف و تحلیل پیشروندۀ عضلات که به صورت ناقرینه رخ می دهد و معمولاً با درد همراه است و در بیماری دیابت کنترل نشده دیده می شود.
  • ضایعات پوستی دیابتی ها [necrobiosis lipoidica diabeticorum] ظهور ضایعات پوستی ناشی از دیابت در بدن.
  • عامل خطر [risk factor] عاملی که باعث می شود احتمال رخداد یک اختلال در شخصی بیشتر از دیگران باشد.
  • عدسی [lens] قسمتی از چشم که عمل تنظیم کردن را انجام می دهد (مثل عدسی دوربین).
  • عصب [nerve] رشته ای حامل علائم به مغز و طناب نخاعی یا بالعکس.
  • عفونت مجرای ادرار [urinary tract infection] عفونت در دستگاه دفع ادرار.
  • عناصر کمیاب [trace elements] عناصری که به مقادیر کم یافت می شوند اما برای حیات موجودات زنده ضروری اند.
  • فتوکوآگولاسیون [photocoagulation] درمان بیماری شبکیه با متراکم سازی مواد پروتئینی به کمک تابش کنترل شده.
  • فشارخون [blood pressure] باعلامت اختصاری BP، فشاری که باعث گردش خون در شریانها می شود.
  • فشار خون دیاستولی [diastolic blood pressure] فشارخون بین ضربانهای قلب.
  • فشار خون سیستولی [systolic blood pressure] فشار تلمبۀ خون توسط قلب، طبق اندازه گیری در شریانها.
  • فیبر [fibre] الیاف گیاهی در مواد غذایی. این الیاف در لوبیا، عدس، نخود، سبوس، آرد کامل، سیب زمینی، و غیره یافت می شوند.
  • قرحه [ulcer] زخم سرباز.
  • قرصهای کاهندۀ قند خون [glucose-lowering pills] قرصهایی که قند خون را پایین می آورند.
  • قلب [heart]اندامی عضله ای که خون را به تمام نقاط بدن تلمبه می کند.
  • قلبی [cardiac] مربوط به قلب.
  • کبد [liver] اندامی بزرگ در قسمت فوقانی راست شکم که نقش منبع انرژی، کارخانه شیمیایی و واحد سم زدایی را ایفا و صفرا ترشح می کند.
  • کتواسیدوز [ketoacidosis] حالتی که از کمبود شدید انسولین که موجب تجزیۀ چربی و تشکیل شدن کتون و اسیدی شدن خون می شود.
  • کتون ها [ketones] فراورده های حاصل از تجزیۀ چربی که بوی استون می دهند و خون را اسیدی می کنند.
  • کربوهیدرات [carbohydrate] با علامت اختصاری CHO، غذای قندی یا نشاسته ای که پس از هضم در روده ها به قندهای ساده ای چون گلوکز تبدیل می شود. غذاهای حاوی کربوهیدرات عبارت اند از شیرینی، آب نبات، کیک، بیسکویت، نوشابه های گازدار، نان، برنج، ماکارونی، جو دوسر، لوبیا و عدس.
  • کره آتینین [creatinine] مادۀ شیمیایی زایدی که بر اثر تجزیۀ پروتئین در داخل بدن به وجود می آید و از طریق کلیه ها به ادرار وارد می شود. با اندازه گیری کره آتینین می توان از وضعیت کار کلیه ها باخبر شد.
  • کفگیرک [carbuncles] التهاب حاد پوستی که پر از چرک است و ضایعات وسیعی ایجاد می کند و از چند سوراخ آن چرک خارج می شود.
  • کلسترول [cholesterol] نوعی چربی که در بدن جریان دارد و از چربیهای حیوانی گرفته می شود.
  • کلیوی [renal] هر چه که مربوط به کلیه شود.
  • کیلوژول [kilojoules] نوع دیگر اندازه گیری انرژی است. یک کیلوکالری، 2/4 کیلوژول است.
  • کیلوکالری [kilocalories] با علامتهای اختصاری cals یا kcals نشان داده می شود. نوعی اندازه گیری انرژی مثلاً در غذا یا تمرینهای ورزشی است.
  • گزگز [paraesthesia] سوزن سوزن شدن.
  • گلوکز [glucose] یک قند ساده که از مواد غذایی حاوی کربوهیدرات به دست می آید. گلوکز همراه با جریان خون در تمام بدن به حرکت درمی آید و یکی از مهمترین منابع انرژی بدن به حساب می آید.
  • گلومرولی [glomeruli] کلافه های مویرگی داخل کلیه ها. ادرار در این کلافه ها صاف و وارد جریان خروجی ادرار می شود.
  • گلیسمی [glycaemia] قند موجود در خون.
  • گلیکوزوری [glycosuria] وجود گلوکز در ادرار.
  • گلیکوزوری کلیوی [renal glycosuria] وجود گلوکز در ادرار به علت پایین بودن غیرعادی آستانۀ کلیوی برای گلوکز.
  • گلیکوژن [glycogen] شکل ذخیره شدۀ گلوکز در کبد و عضلات.
  • گوارگام [guar gum] ماده ای که سرعت جذب کربوهیدرات را در روده کُند می کند.
  • گیرنده [receptor] محلی روی دیوارۀ سلول که نوعی مادۀ شیمیایی یا انسولین به آن متصل می شود.
  • گیرندۀ انسولین [insulin receptor] محلی روی سطح سلول که انسولین روی آن فعالیت می کند.
  • لنگی متناوب [intermittent claudication] شلیدن متناوب که بر اثر نرسیدن خون کافی به عضلات پا اتفاق می افتد.
  • لوزالمعده [pancreas] غده ای در داخل شکم که آنزیمهای گوارشی، انسولین و هورمونهای دیگر ترشح می کند.
  • لیپید [lipid] نام کلی برای چربی موجود در بدن.
  • ماکروآنژیوپاتی [macroangiopathy] بیماری رگهای بزرگ خون از جمله رگهایی که به پاها خون می رسانند.
  • ماکول [macula] نقطه ای در شبکیه که وضح دید آن از همه جا بیشتر است.
  • متخصص تغذیه [dietitian] کسی که برای سلامت بیماران رژیم غذایی تعیین می کند و درمان با رژیم غذایی را توصیه می کند.
  • مرض قند [diabetes mellitus] (دیابت واقعی). نوعی بیماری، که در آن غلظت قند خون بیشتر از حد طبیعی است و باعث دفع فراوان ادرار شیرین می شود.
  • مفصل شارکو [Charcot joints] بیماری (نادر) مفصلی تابس؛ به هم خوردن کامل سازمان مفصلی [این بیماری درد ندارد].
  • میکروآلبومینوری [microalbuminuria] وجود مقدار بسیار اندک پروتئین در ادرار.
  • میکروآنژیوپاتی [microangipathy] بیماری رگهای کوچک از جمله رگهای رسانندۀ خون به چشم یا کلیه.
  • میکروآنورسیم [microaneurysm] بیرون زدگیهای بسیار کوچک در دیوارۀ مویرگهای شبکیه چشم.
  • میوکارد [myocardium] عضلۀ قلب.
  • ناتوانی جنسی [impotence] وجود اختلال در ایجاد و حفظ نعوظ.
  • نارسایی احتقانی قلب [congestive cardiac failure] ناتوانی قلب در فرستادن خون از بطن راست، که موجب ورم پا می شود.
  • نارسایی بطن چپ [left ventricular failure] کم شدن کار بطن چپ که موجب می شود مایع در ریه ها افزایش یابد و تنگی نفس رخ دهد.
  • نارسایی بطن راست [right ventricular failure] کم شدن کار بطن راست که موجب می شود در پا و مچ پا ورم ایجاد شود.
  • نارسایی قلبی [cardiac failure] کم شدن کار قلب که موجب تنگی نفس و ورم مچ پا می شود.
  • نوروالکتروفیزیولوژی [neuroelectrophysiology] مطالعۀ نحوۀ کار اعصاب.
  • نوروپاتی خودکار [autonomic neuropathy] بیماری اعصاب کنترل کنندۀ اعمال بدن.
  • وتر [tendon] نسج سفید لیفی محکمی که عضله را به استخوان می چسباند.
  • ورم ملتحمه [conjunctivitis] التهاب ملتحمۀ چشم (غشای پوشانندۀ سفیدی چشم و داخل پلک).
  • همودیالیز [haemodialysis] پالایش مصنوعی خون در فرد مبتلا به نارسایی کلیه.
  • هموگلوبین [haemoglobin Alc] هموگلوبینی (مادۀ شیمیایی حامل اکسیژن در گویچۀ سرخ خون) که گلوکز بدان متصل شده است. اندازه گیری غلظت گلوکز خون در درازمدت.
  • هموگلوبین گلیکودیل شده [glycosylated haemoglobin] به مدخل هموگلوبین Alc مراجعه کنید.
  • هورمون [hormone] مادۀ شیمیایی که در قسمتی از بدن ساخته و در قسمت دیگر مصرف می شود.
  • هیپر- [hyper] [پیشوند برخی کلمات] و معنای بالا، بیش از حد و افزایش می دهد.
  • هیپرتانسیون [hypertension] افزایش فشارخون.
  • هیپرگلیسمی [hyperglycaemia] بالا بودن غلظت قند خون (مثلاً بیشتر از حد طبیعی).
  • هیپو [hypo-] [پیشوند برخی کلمات] و معنای کم، کمتر از حد و کاهش می دهد.
  • هیپوتانسیون [hypotension] کاهش فشارخون.
  • هیپوترمی [hypothermia] پایین بودن دمای خون
  • هیپوگلیسمی [hypoglycaemia] پایین بودن غلظت قند خون (مثلاً کمتر از حد طبیعی).
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.